تبلیغات اینترنتیclose
شب گریه ');

نام:
ایمیل*:
وبسایت:
موضوع*:
متن پیغام*:

E-mail:

شب گریه

سلام تنها

سلام.

اگه دل خستت حرفی داره بفرست تا با اسمت بزارم تو وبم.

خدامراقبت باشه



برچسب ها: ,
امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت
موضوع: | نویسنده: م.ح | تاریخ: يکشنبه 3 مهر 1390 ساعت 21:06 | و


آئینه شکست

ديروز به ياد تو و آن عشق دل انگيز
بر پيكر خود پيرهن سبز نمودم
در آئينه بر صورت خود خيره شدم باز
بند از سر گيسويم آهسته گشودم

عطر آوردم بر سرو بر سينه فشاندم
چشمانم را نازكنان سرمه كشاندم
افشان كردم زلفم را بر سر شانه
در كنج لبم خالي آهسته نشاندم

گفتم به خود آنگاه صد افسوس كه او نيست
تا مات شود زين همه افسونگري و ناز
چون پيرهن سبز ببيند به تن من
با خنده بگويد كه چه زيبا شده اي باز

او نيست كه در مردمك چشم سياهم
تا خيره شود عكس رخ خويش بيند
اين گيسوي افشان به چه كار آيدم امشب
كو پنجه او تا كه در آن خانه گزيند

من خيره به آئينه و او گوش به من داشت
گفتم كه چسان حل كني اين مشكل ما را
بشكست و فغان كرد كه از شرح غم خويش
اي زن، چه بگويم، كه شكستي دل ما را



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
موضوع: شعر,عاشقانه, | نویسنده: م.ح | تاریخ: يکشنبه 3 مهر 1390 ساعت 20:57 | و


اخرین مطالب ارسالی



.تمام حقوق این وبگاه و مطالب ان متعلق به مدیر ان بوده و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز میباشد