تبلیغات اینترنتیclose
شب گریه ');

نام:
ایمیل*:
وبسایت:
موضوع*:
متن پیغام*:

E-mail:

شب گریه

سلام تنها

سلام.

اگه دل خستت حرفی داره بفرست تا با اسمت بزارم تو وبم.

خدامراقبت باشه



برچسب ها: ,
امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت
موضوع: | نویسنده: م.ح | تاریخ: يکشنبه 3 مهر 1390 ساعت 21:06 | و


دیدار تلخ

ه زمين ميزني و مي شكني

عاقبت شيشه اميدي را

سخت مغروري و مي سازي سرد

در دلي، آتش جاويدي را

 

ديدمت واي چه ديداري، واي

اين چه ديدار دل آزاري بود

بي گمان بره اي از ياد آن عهد

كه مرا با تو سرو كاري بود

 

ديدمت واي چه ديداري، واي

نه نگاهي، نه لب پرنوشي

نه شرار نفس پرهوسي

نه فشار بدن و آغوشي

 

اين چه عشق است كه در دل دارم

من از اين عشق چه حاصل دارم

مي گريزي زمن و در طلبت

باز هم كوشش باطل دارم

 

باز لبهاي عطش كرده من

عشق سوزان تو را مي جويد

مي تپد قلبم و با هر تپشي

قصه عشق تو را مي گويد

 

بخت اگر از تو جدايم كرده

مي گشايم گره از بخت، چه باك

ترسم اين عشق سرانجام مرا

بكشد به سراپرده خاك

 

خلوت خالي و خاموش مرا

تو پر از خاطره كردي، اي مرد

شعر من شعله احساس من است

تو مرا شاعره كردي، اي مرد

 

آتش عشقت به چشمت يكدم

جلوه اي كرد و سرابي گرديد

تا مرا واله و بي سامان ديد

نقش افتاده بر آبي گرديد

 

سينه اي، تا كه بر آن سر بنهم

دامني، تا كه بر آن ريزم اشك

آه، اي آنكه غم عشقت نيست

مي برم بر تو‌‌‌‌ و بر قلبت رشك

 

به زمين ميزني و مي شكني

عاقبت شيشه اميدي را

سخت مغروري و مي سازي سرد

در دلي، آتش جاويدي را



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
موضوع: شعر,عاشقانه, | نویسنده: م.ح | تاریخ: يکشنبه 3 مهر 1390 ساعت 20:52 | و


اخرین مطالب ارسالی



.تمام حقوق این وبگاه و مطالب ان متعلق به مدیر ان بوده و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز میباشد