تبلیغات اینترنتیclose
شب گریه ');

نام:
ایمیل*:
وبسایت:
موضوع*:
متن پیغام*:

E-mail:

شب گریه

سلام تنها

سلام.

اگه دل خستت حرفی داره بفرست تا با اسمت بزارم تو وبم.

خدامراقبت باشه



برچسب ها: ,
امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت
موضوع: | نویسنده: م.ح | تاریخ: يکشنبه 3 مهر 1390 ساعت 21:06 | و


شعری از ارنستو چه گوارا///کلمه نجات

می توانستم شاعری باشم
ولگردِ قمارخانه های بوينس آيرسمَحفِل نشينِ خواب و زن و امضاء وُ
اعتياد.
نوحه سرايِ گذشته های مُرده
گذشته های دور
گذشته های گيج.
اما تا کی... ؟
از امروز گفتن وُ
برای مردم سرودن
دشوار است،
و ما می خواهيم
از امروز و از اندوهِ آدمی بگوييم
و غفلتی عظيم
که آزادی را از شما ربوده است.
می توانستم شاعری باشم
بی درد، پُرافاده، خودپسند،
پرده بردارِ پتيارگانی
که بر ستمديدگانِ ترس خورده
حکومت می کنند.
می دانم!
گلوله را با کلمه می نويسند،
اما وقتی که از کلمات
شَقی ترين گلوله ها را می سازند،
چاره چريکی چون من چيست؟

کلمات
راهگشایِ آگاهیِ آدمی ست
و ما نيز
سرانجام
بر سر ِ معنایِ زندگی متحد خواهيم شد:
کلمه، کلمه نجات!
مردم
ترانه ای از اين دست می طلبند.



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
موضوع: شعر,دیگر, | نویسنده: م.ح | تاریخ: شنبه 26 شهريور 1390 ساعت 15:00 | و


اخرین مطالب ارسالی



.تمام حقوق این وبگاه و مطالب ان متعلق به مدیر ان بوده و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز میباشد